أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
31
قانون ( فارسى )
گفتار دوم سم مربوط به جانداران منظور از سم مربوط به جانداران يكى از صورتهاى احتمالى زير است : 1 - گوشت حيوان خودبهخود سمى باشد . 2 - همهء اندامان حيوان در سراسر بدنش براى انسان سميت داشته باشند . 3 - يكى از اندامان جاندار براى انسان سميت داشته باشد . 4 - نوعى از مادهء رطوبى در جاندار سم باشد . كه در همهء اين حالات دو احتمال هست : الف - خود جانور گوهر سمى داشته باشد ، مانند گوشت قورباغههايى كه در مردابها زندگى مىكنند . ب - حيوان در گوهر سمى نيست امّا دگرگون مىگردد و به سم تبديل مىشود . مانند گوشت ماهى سرد شده و كهنه ، گوشت بريان پوسيده و شب مانده و شيرى كه در معده منعقد مىشود . پس مىتوان وزغه ( چلپاسهء بيابانى ) ، آلاكلنگ ، قورباغهء ساكن مرداب ، خرگوش دريايى و آفتابپرست را از نوع اول شمرده كه در گوهر سمى هستند . و گوشت ماهى سرد شده و گوشت برشتهء شب مانده و پوسيده و رنگ باخته را از بخش دوم دانست . 1 - آلاكلنگ . سمى است بسيار قوى و تند و كشنده ، كسى كه از خوردن آلاكلنگ مسموم شود ، شكم درد شديد و دلپيچه در اندرون احساس مىكند ، درد از دهان تا زهار ادامه دارد و حتى در باسن و در كليهها و نزديكيهاى دنده احساس درد مىشود ، مثانه زخمى مىشود و چرك مىكند و مىآماسد و به درد مىآيد ، ذكر و زهار ورم مىكنند ، اطراف و نزديكيهاى ذكر و عانه به التهاب شديد مبتلا مىشوند ، مسموم آلاكلنگ مىخواهد بشاشد يا نمىتواند و ادرارش بند مىآيد ، يا خون مىشاشد و تكههاى ريز گوشتى با خون شاشيده همراه است ، به اسهال مبتلا مىشود و نشان از پوستهاندازى روده و معده در اسهالش ديده مىشود ، دلش بهم مىآيد ، عقلش بهم مىخورد ، وقتى برمىخيزد مىافتد ، غش مىكند ، بدنش سنگين است و زيان زيادى به مثانه مىرسد . مسموم از آلاكلنگ مزهء قطران و زفت را در دهانش حس مىكند .